نفس میکشم آره اما به سختی/صدام بغض داره،چشمام تار میشه
اتاقم منو تو خودش حبس کرده/جهانم همین چهار تا دیوار میشه
درو بستی رفتی چرا جا نخوردم/باید از دروغات بو برده باشم
چقدر زخمامو یادمه قبل ازینم/همین شکلی باید زمین خورده باشم
“ازم نخواه، نخواه ببخشمت
چه گرد و خاکی میکنه غمت
نشد بفهمونم بهت نشد
که عاشق تو ام نه آدمت!”
نمی ترسم ازینکه دلتنگت باشم/نه اینکه نخوام، بهتره برنگردی
تو اصلا نمی فهمی دارم چی میگم/تو با یکی مثل خودت سر نکردی